hd'j* abjg '3d'e -©he* f8'e '3d'ej

         

تأسیس نظام اسلامی و اجرای احکام و حدود آن و دفاع از کیان دین و حراست از آن در برابر مهاجمان، چیزی نیست که در مطلوبیت و ضرورت آن بتوان تردید کرد و اگرچه جامعه اسلامی از درک حضور و شهود آن حضرت محروم است، ولی هتک نوامیس الهی و مردمی و ضلالت و گمراهی مردم و تعطیل اسلام هیچ‌گاه مورد رضایت خداوند نیست و به همین دلیل انجام این وظایف بر عهدة نمایندگان خاص و عام حضرت ولی عصر‌عج الله است. 

 

 






ضرورت بحث و گفتگو دربارة مسئله ولایت فقیه مسئله ولایت فقیه یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه اسلامی است که بحث و گفتگو دربارة آن از دو جهت ضروری است؛ اول آنکه ولایت فقیه سنگ بنای نظام جمهوری  اسلامی است و بر هر فرد مسلمان و انقلابی لازم است که این اصل اساسی را خوب بشناسد و سپس بر مدار آن حرکت کند و دوم آنکه دشمنان اسلام و انقلاب فهمیده‌اند که ظلم‌ستیزی انقلاب و نظام اسلامی، از این اصل مهم و مترقی سرچشمه گرفته است و برای منحرف ساختن چنین نظام و انقلابی، باید به قلب نیرو دهنده و ستون استوار آن هجوم برند و به همین جهت است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در هر زمان مناسب شبهاتی در زمینة این اصل بی‌بدیل مطرح شده است.    معنای واژگان «ولایت» و «فقیه» در اصطلاح ولایت فقیه مقصود از واژة ولایت در بحث ولایت فقیه، سرپرستی است،  اما «ولایت» فقیه نه از سنخ ولایت تکوینی است و نه از سنخ ولایت بر تشریع و قانون‌گذاری و نه از نوع ولایت محجوران و مردگان، بلکه ولایت مدیریتی بر جامعه اسلامی است که به منظور اجرای احکام و تحقق ارزش‌های دینی و شکوفا ساختن استعدادهای افراد جامعه (اثارة دفائن عقول) و رساندن آنان به کمال و تعالی درخور خویش، صورت می‌گیرد.   مقصود از فقیه در بحث ولایت فقیه، مجتهد جامع الشرایط است، نه هر کس که فقه خوانده باشد. فقیه جامع الشرایط باید سه ویژگی داشته باشد؛ اجتهاد مطلق، عدالت مطلق و قدرت مدیریت و استعداد رهبری. یعنی از سویی باید صدر و ساقة اسلام را به طور عمیق و با استدلال بشناسد و از سوی دیگر در تمام زمینه‌ها حدود و ضوابط الهی را رعایت کند و از هیچ یک تخطّی و تخلّف نکند و از سوی سوم، استعداد و توانایی مدیریت و کشورداری و لوازم آن را واجد باشد.   

 دلیل عقلی اثبات ولایت فقیه

برهان عقلی بر ضرورت ولایت فقیه در عصر غیبت، نظیر برهان بر نبوت و امامت است؛ زیرا آنچه که اثبات‌کنندة نبوت عامه است، یکی نیاز بشری به قوانین الهی است و دیگر نیاز به وجود فردی است که به دلیل مسانخت و هم‌جنسی با انسان‌ها، ضمن اسوه بودن توان تدبیر و اجرای همه قوانین الهی را داشته باشد. ..‌. اثبات امامت عامه نیز با همان دو اصل، یعنی احتیاج انسان به قوانین الهی و نیاز به رهبری اجتماعی است، زیرا هر چند که با رحلت پیامبر اسلام ص تشریع قوانین الهی به اتمام می‌رسد، لیکن بسیاری از عمومات و اطلاقات، تخصیص و یا تقیید یافته و علم به آنها در نزد کسی است که به منزله جان نبی در ارتباط باطنی با نبی اکرم ص می‌باشد. از این رو بعد از رحلت پیامبر(ص) نیاز به شخصی است که هم آگاه به قوانین اسلامی باشد و هم عهده‌دار ولایت و سرپرستی اجتماع باشد، اما در زمان غیبت بعد از آن که بیان مقیّدات و مخصّصات شریعت نبوی به حد نصاب رسید، دیگر کمبودی در بخش قوانین احساس نمی‌شود، لیکن این مقدار، جوامع انسانی را از انسان قانون‌شناس و امینی که عهده‌دار سرپرستی و اجرای قوانین باشد، بی‌نیاز نمی‌کند. این نیاز همان امری است که ضرورت ولایت فقیه عادل و مدیر مدبّر را در زمان غیبت امام زمان(عج) اثبات می‌کند.    دلیل عقلی ـ نقلی اثبات ولایت فقیه صلاحیت دین اسلام برای بقا و دوام تا قیامت، یک مطلب روشن و قطعی است و هیچ‌گاه بطلان و ضعف و کاستی در آن راه نخواهد داشت؛ «لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه» (سوره فصلت، آیه 42)، و تعطیل نمودن اسلام در عصر غیبت و عدم اجرای احکام و حدود آن، سدّ از سبیل خدا و مخالف با ابدیت اسلام در همه شئون و عقاید و اخلاق و اعمال است و از این دو جهت هرگز نمی‌توان در دوران غیبت که ممکن است معاذ الله هزاران سال بینجامد، بحث علم احکام اسلامی را به دست نسیان سپرد و حکم جاهلیت را به دست زمامداران خودسر اجرا کرد و نمی‌توان به بهانه این‌که حرمان ما بعد از برکات ظهور آن حضرت‌ نتیجة تبهکاری و بی‌لیاقتی خود مردم است، زعامت دینی زمان غیبت را نفی نمود و حدود الهی را تعطیل کرد. تأسیس نظام اسلامی و اجرای احکام و حدود آن و دفاع از کیان دین و حراست از آن در برابر مهاجمان، چیزی نیست که در مطلوبیت و ضرورت آن بتوان تردید کرد و اگرچه جامعه اسلامی از درک حضور و شهود آن حضرت محروم است، ولی هتک نوامیس الهی و مردمی و ضلالت و گمراهی مردم و تعطیل اسلام هیچ‌گاه مورد رضایت خداوند نیست و به همین دلیل انجام این وظایف بر عهدة نمایندگان خاص و عام حضرت ولی عصر‌عج الله است. بررسی احکام سیاسی و اجتماعی اسلام، گویای این مطلب است که بدون زعامت فقیه جامع الشرایط، تحقق این احکام امکان‌پذیر نیست و عقل با نظر نمودن به این موارد، حکم می‌کند که خداوند یقیناً اسلام و مسلمانان را در عصر غیبت بی‌سرپرست رها نکرده و برای آنان، والیان جانشین معصوم تعیین فرموده است.   

**********ادامه دارد.....***********


نویسنده :ابو القاسم عاشوری 

نشریه پویا ویژه ولایت فقیه شماره دوم ؛موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی ره

تنظیم برای تبیان گروه حوزه علمیه


 پی‌نوشت‌ها: 

. آیت‌الله جوادی آملی؛ ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت؛ قم: نشر اسراء، چاپ اول، 1378، ص 121.

 . همان، ص 122. 

 . همان، ص 129.

 . همان، صص7 ـ 136.

 . آیت ا... جوادی آملی؛ ولایت فقیه؛ رهبری در اسلام؛ قم: نشر فرهنگی رجاء، چاپ اول، 1367 ـ صص 8 ـ 127.

  . ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت، صص 8 ـ 167.

  . همان، ص 184.

  . ولایت فقیه؛ رهبری در اسلام، صص 9 ـ 188.

  . همان، صص 17 ـ 16.

 .  .همان، ص 15.

  . همان.

 .  همان، ص 129.

  . ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت، صص 3 ـ 152.

  . .همان، ص 237 و ر.ک: ص 168.

 . .ولایت فقیه؛ رهبری در اسلام، ص 14.

  . ولایت فقیه؛ ولایت فقاهت و عدالت، صص 11 ـ 210.

  . همان، صص 28 ـ 212.

 .  ولایت فقیه؛ رهبری در اسلام، ص 16.

 . ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، صص 4 ـ 242.

  . همان، صص 51 ـ 249.

  . همان، ص 212.

  . همان، ص 231، همچنین جهت کسب اطلاعات بیشتر ر.ک: صص 482 ـ 351.




منبع من